يکي از دغدغه هاي صاحبنظران در مسير پيچيده جهاني شدن، سرنوشت فرهنگ و پيامدهاي فرهنگي جهاني شدن و به تبع آن فضاي جديدي است که ايجاد مي شود. امروزه با گسترش روزافزون وسايل ارتباط جمعي و نهادهاي رسانه اي، به ويژه مطبوعات که انديشه انسان ها را تحت سيطره خود قرار داده و اطلاعات لازم براي شکل گيري اعمال و رفتار او را به وي مي دهند، اکنون به قدرتي عظيم و گسترده براي سلطه بر شهروندان جامعه جهاني تبديل شده است. وسيله اي که در چند سال گذشته، مي توانست فرهنگ هاي گوناگون داخل يک کشور را منطبق و همسان با فرهنگ ملي کرده و در نهايت باعث از ميان رفتن آن شود، با روند جهاني شدن، باعث از ميان رفتن فرهنگ هايي مي شود، که در چارچوب استاندارد مديران رسانه اي جهان قرار نگيرند. يکي از علل اصلي و مهم در خصوص تاثيرات وسايل ارتباط جمعي بر فرهنگ در روند جهاني شدن، به نحوه نامطلوب فعاليت دست اندرکاران وسايل ارتباط جمعي و مخصوصا مطبوعات باز مي گردد، لذا وجود پژوهشي بنيادي و کاربردي که بتواند به طرح نقايص و کاستي ها پرداخته و حداقل زمينه را براي اصلاح اين نهاد کليدي جامعه فراهم آورد، ضروري مي نمايد. اين تحقيق بدنبال بررسي تاثير مطبوعات در حفظ فرهنگ کشور از ديدگاه دست اندرکاران وسايل ارتباط جمعي نوشتاري مي باشد