منطق دانان مسلمان برای توجیه استدلالهای ساده ای ( مانند قیاس مساوات ) دچار گرفتاریهایی شده اند که این گرفتاریها از التزام آنها به قیاس حملی نشات گرفته است. ناتوانی منطق قدیم در این زمینه از ناحیه نسبت بماهی نسبت نیست؛ یعنی اینگونه نیست که منطق قدیم به این دلیل از اثبات استدلالهای حاوی نسبت ناتوان باشد که دارای نسبت هستند ، بلکه مشکل اصلی منطق قدیم ،همان اتکاء به تحلیل موضوع – محمولی گزاره و عطف توجه صرف به قیاس حملی است ؛ یعنی در هر نوع استدلالی باید موضوع و محمول و حد وسط معلوم شود و بدیهی است که چنین امری همه جا میسر نیست . بنابراین ، قیاس مساوات خللی را در نظام منطق موضوع – محمولی – رابطه ارسطویی نشان می دهد ؛ زیرا از طرفی تلقی ارسطویی قیاس اقتضاء می کند که مقدمات قیاس به حدود تحلیل شوند و هر حد یک محمول تک موضعی به اصطلاح منطق جدید است ؛ در حالی که قیاس مساوات از مقدماتی تالیف می شود که متضمن نسبت یا بخش محمولی چند موضعیند . از این رو ، ارجاع قیاس مساوات به قالب اقترانی خالی از اشکال نیست .
قیاس مساوات;نسبت تساوی;منطق نسب;قیاس غیر متعارف;تعدی;تقارن;