دیدگاه میرداماد درباره مجعول بالذّات، نظریه جعل بسیط ماهیت است. مطابق با توصیف وی، چون شیء ممکن (ماهیت) در حدّ ذات خود محتاج به علّت است، پس آنچه در فرآیند جعل، حقیقی و بالفعل می شود همانا خود و ذات ممکن الوجود است؛ نه اموری بیرون از ذات چون وجود یا اتّصاف. فهم منسجم و دقیق این دیدگاه، در گرو التفات به اصطلاح «وجود» و «ماهیت» و نیز دو ویژگی تقدیر و حقیقت ماهیت در اندیشه میرداماد است. به باور میرداماد، فرآیند جعل چیزی جز سیر ماهیت از مقام تقدیر به مقام حقیقت و تقرّر نیست؛ و در تحقّق ماهیت، هیچ چیزی بر آن افزوده نمی شود. پس از فعلیّت ماهیت، وجود به مثابه معنای انتزاعی محض از خود ماهیت متقرّر انتزاع می شود و اتّصاف ماهیت به موجودیّت، مفاد جعل ترکیبی است. از آن جا که میرداماد در مقدّمات استدلال خود بر جعل ماهیت، از عینیّت معنای سلبی امکان با ماهیت متقرّر بهره برده، جعل ماهیت در اندیشه وی ملازم با اصالت ماهیت مصطلح در حکمت متعالیه نیست.
موضوع (اسم عام یاعبارت اسمی عام)
عنصر شناسه ای
جعل بسیط ماهیت;ماهیت تقدیری;ماهیت متقرر;جعل بسیط;امکان ذاتی;میرداماد;کلی ممکن الافراد ( امکان عام );وجود;
تقسیم فرعی موضوعی
موجود;واجب تعالی;عینیّت امکان با ماهیت;نظریه اتّصاف;ماهیت;